روزگار جیگر طلا
سلام پسمل خاله, عشق خاله, نفس خاله
این روزها که دیگه تعطیل شدم, تو خونه حسابی با شما بازی میکنم اگر یک روز یکم دیرتر بیای خونه بابایی دلم میگیره.مامان جون زنگ میزنه که زود بیارینش اخه شما عشق ما هستی رایان جون.دیروز عصر از کلاس که امدم تو راه یک مغازه یک تاپ کلاه دار داشت که خیلی ناز بود رفتم واسه پسر طلا خریدم به مامان میترا گفتم شب تولد بابا محسن این لباس تن جیگرم کنی.خاله جون راستی دست دست میکنی""""" نمیدونی چه قد همه شاد میشن الهی خاله فدای دستای کوچولوت بشه
![]()
![]()
![]()
![]()
خاله جون عاشق غدا خوردن هستی وقتی ظرف غدا تودست مامانی میبینی کلی ذوق میکنی .عشق فرنی هستی پسمل نازم
مرد کوچیک خاله مامان میترا حسابی میشناسی قبلا خاله جون (ما مان محمد حسین)که به شما شیر میداد میخوردی اعتراض نمیکردی ولی چند روز هست که شیر خاله جون نمیخوری عصبانی میشی گریه میکنی همه میگن پسر خیلی با هوشی هستی چند مدت پیش یک تست هوش برای شما اوردم که حرکات شما بیش از انتظار بود همه ذوق کردن خیل خیلی خیلی خیلی با هوش هستی![]()
![]()



روزگار جیگر طلا
